فرازهایی از کتاب:
- این کتاب، فقط برای کسانی نیست که پنجاه سال یا بیشتر دارند. برای افرادی نیز خواندنی است که بیست سال، سی سال یا چهل سال دارند و میخواهند نقشه راهی برای آینده خود داشته باشند و دوست دارند از خردمندی کسانی که یک یا دو نسل از آنها مسنترند بهره ببرند.
- برای اولین بار در تاریخ، ما پنج نسل مختلف کاری را با هم در محیط کار میبینیم. این تنوع سنی غیرمترقبه در محیط کار، با این که ممکن است گیجکننده باشد، اما میتواند سرچشمه فرصتهایی باشد که جهان تا کنون به خود ندیده است.
- اگر شما در شغلی با متولدین هزاره همکار شدهاید، ممکن است مشتاق بازگشت به دوران طلایی گذشته باشید؛ روزهایی که در آن پیشکسوتها قدرتمند و مورد احترام بودند. آن روزها تکرار نمیشوند، بلکه نوبت شماست که جامه پیشکسوت مدرن را دربر کنید؛ کسی که هم آموزگار است و هم شاگرد.
- من نگران نیستم که هوش مصنوعی باعث شود رایانهها مانند انسان فکر کنند. من بیشتر نگرانم که افراد، مانند رایانه فکر کنند؛ بیتوجه به ارزشها، مهرورزی و همدردی، و بدون نگرانی از عواقب آن.
- همه پیر میشوند، اما لزوما پیشکسوت نمیشوند. اگر خوششانس و سالم باشید، خواه ناخواه پیر میشوید، اما برای به دست آوردن دومی، بایستی زحمت بکشید.
- شما از افرادی که شبیه شما نباشند، بیشتر میآموزید. بهترین شرکتهای جهان در تیمهایشان از تفاوتهای افراد بهعنوان نقطه قوت بهره میگیرند.
مقدمه ناشر:
بیاموز، آموختههای گذشته را دور بریز، و دوباره بیاموز.
در زمانهای شگرف زندگی میکنیم! از یک سو با پیشرفت علم پزشکی و دستیابی به بهداشت بهتر، طول عمر آدمی بهطور چشمگیری افزایش یافته است و به نقل از کتاب حاضر «بیش از نیمی از افرادی که امروز متولد میشوند، بیش از صد سال عمر خواهند کرد.»؛ و از سویی دیگر، با سرعت گرفتن پیشرفت فناوری و افزایش حجم دانش بشری، آموختههای ما با شتابی باورنکردنی کهنه میشوند. و چنین است که تعریف بیسوادی دگرگون شده است. الوین تافلر، آیندهنگر نامدار، میگوید: «در سده 21، بیسواد کسی نیست که نمیتواند بخواند یا بنویسد، بلکه کسی است که نتواند بیاموزد، و نتواند آموختههای گذشته را فراموش کرده، و دوباره از نو بیاموزد».
با توجه به دوگانهی یادشده، جهان امروز شاهد تحولاتی بزرگ در سازمانها و زندگی آدمیان است. سازمانها از بهکارگیری افراد بالای چهل سال بهدلیل کهنه شدن دانش و اطلاعاتشان، با انگ «کهولت سن» سر باز میزنند. بنابراین، ما شاهد افرادی هستیم که نیم بیشتر عمرشان را باید در بازنشستگی ناخواسته و زودهنگام بهسر برند. پیامد این رویداد به هدر رفتن دهها سال از عمر مفید کاری انسانها و نیز بیبهره ماندن جامعه جهانی از گنجینه گرانبهای تجربیات پیشکسوتان است.
در مقام چارهجویی برای مشکل یادشده، چیپ کانلی در کتاب «خرد در کار» رویکرد و راهکاری نوین ارایه میکند. وی که در پنجاهسالگی کسبوکار شخصی موفق خود را فروخت و به کسبوکاری نوپا، به مدیریت سه جوان تازهکار پیوست، با موفقیت و جهانی شدن ایربیانبی، در صحنه عمل نظریه خود را به اثبات رساند. وی در این کتاب، همکاری و همآموزی جوانان و پیشکسوتان در محیطهای کاری را در قالب آموزگاری و شاگردیِ همزمان پیشنهاد میکند. در این فرایند، پیشکسوتان از جوانان مهارتها و هوشمندی دیجیتالی را میآموزند؛ و جوانان از پیشکسوتان هوشمندی عاطفی را فرا میگیرند و از تجربیات و شبکه وسیعی از تماسهای آنان بهره میبرند. در این فرایند است که «پیشکسوتان مدرن» پرورش مییابند.
در این کتاب، نویسنده داستان موفقیت سازمان پرآوازه ایربیانبی را شرح میدهد و چگونگی پرورش خود بهعنوان یک پیشکسوت مدرن را با خواننده در میان میگذارد. اندرز وی برای افرادی که میخواهند خود را از نو در قالب یک پیشکسوت مدرن بازسازی کنند این است که از تغییر نترسند، ذهنی کنجکاو و سیریناپذیر برای آموختن داشته باشند، به مسایل بزرگ علاقمند باشند و از دستاوردهای کوچک شاد شوند. پیام سازندهی او این است که:
با حضور پنج نسل در محیطهای کاری امروزی، به دو شکل میتوانیم عمل کنیم: یا بهصورت کشورهای مجزا و ایزولهای که هر نسلی در کشور خود، زبان و گویشِ خاصِ خود را دارد، یا اینکه بین مرزهای نسلی، پل بزنیم و سعی کنیم که از افراد مسنتر و جوانتر از خود بیاموزیم.
سازمان فرهنگی فرا با نشر این کتاب امید دارد با خواندن این کتاب و بهره بردن از رهنمودهای ارزشمند آن، تمامی پنج نسلی که زیر یک سقف مشغول به کار هستند، بتوانند همگی جامه دوگانهی آموزگاری-شاگردی بر تن کنند، از هم بیاموزند و به هم بیاموزانند و همواره زمزمهخوان شعر زیبای مجتبا کاشانی باشند:
زير بـاران بيا قدم بزنـيم حرف نشنيدهاي به هم بزنيم
نو بگوييم و نو بينديـشيم عـادت كـهنه را بههم بزنيم
دکتر فریبا لطیفی
مدیر عامل